زمان باقی مانده تا
10:23:23

  فروشگاه اینترنتی پخش زنده گالری تصاویر آرشیو پرسش و پاسخ بانك صوت کتابخانه ارتباط با ما صفحه اصلي
  پنجشنبه  32 مرداد 1398 - الخمیس  20 ذوالحجـﺔ  1440 - Thers  22 Aug 2019
منوی سایت    
کتابخانه متقین    
كتاب المتقين
كتاب المتقين
كتاب المتقين
كتاب المتقين
كتاب المتقين
كتاب المتقين
گالری تصاویر    
گالري
گالري
گالري
گالري
گالري
گالري
گالري
گالري
گالري
گالري
گالري
گالري
گالري
صفحه اصلی   آرشيو  > تازه ترين مطالب > انحرافات در متون درسی 1

انحرافات در متون درسی 1


دانلود فایل پی دی اف

  بسم الله الرّحمن الرّحيم‏

الحمد للّه ربِّ العالمين و صلّى اللهُ على أشرف خلقِه‏ و سيّد بَريّتِه محمّدٍ و آله أجمعين‏

مقدّمه

دین مبین اسلام و تعالیم بلند عرفانی آن سراسر زندگی انسانی را در برگرفته و مهم‌ترین زمان برای فراگیری این تعالیم را نیز ـ به نص شریف: الْعِلْمُ فِي الصِّغَرِ كَالنَّقْشِ فِي الْحَجَرِ[1]؛ ـ در کودکی و عنفوان جوانی دانسته است.

لذا چنانچه از نقش حیاتی این دوران غافل بوده و یا درست برنامه ریزی ننمائیم در قبال نسل های آیندۀ انسانی که به واسطه دور شدن از مبانی دقیق و روح بخش اسلام به انحطاط کشیده می شوند مسئول خواهیم بود.

لذا بر آن شدیم که پاره ای از بی توجهی ها و سهل انگاری ها که موجب انحرافاتی عظیم در حوزه تعلیم و تربیت می شود را برجسته نمائیم. باشد که متصدیان امور آموزشی و پرورشی با نگاه واقع بینانه و منصفانه در صدد اصلاح و جبران مافات برآمده و دورنمائی از انحرافاتی که سر انجام به دین گریزی و فاصله گرفتن از حقیقت شریعت قرّاء نبوی صلّی الله علیه و آله و سلم که ضامن سعادت دین و دنیای بشر است منجر می شود پیدا نمایند و این مسئولیت بزرگ الهی که امروز بر دوش ما گذارده شده است را به سر منزل مقصود برسانیم. این امور خلاف و آموزه های انحرافی را می توان به طور خلاصه در چند دسته مورد لحاظ قرار داد و آنگاه به نقد و بررسی آنها پرداخت.

دسته اوّل: تعظیم و بزرگ جلوه دادن سنن ملی و قومیتی در مقابل سنت های الهی و دینی

دسته دوّم: ارائه الگوهایی که صرفاً خیالی بوده یا انحرافات انسانی و اخلاقی و دینی آنها محرز بوده و اهداف شوم بسیاری از آنها بر فرهیختگان و اهل تحقیق پوشیده نیست.

دسته سوّم: انحرافات اجتماعی که کیان و اساس خانواده را متزلزل نموده و این کانون گرم را به تاریکی و انحراف می کشد.

دسته چهارم: واژگونی خط و زبان عربی در متون که مسلّم به عربی زدائی و فاصله گرفتن از فرهنگ قرآنی منجر می شود.

دسته پنجم: ترویج برخی مسائل خلاف آموزه های دینی.

دسته ششم: ترویج برخی مسائل خلاف آموزه های شیعی.

از آنجا که این انحرافات بسیار ماهرانه و دقیق کارگذاری شده لذا برای بررسی دقیق آنها و جستجو پیرامون موارد بر آن شدیم که نگاهی به طراحی جلدها و صفحات، گزینش تصاویر و عکس ها، انتخاب عناوین و واژه ها که در تدوین کتب درسی نقش اساسی داشته اند بیندازیم. آنگاه به بررسی محتوائی و معنوی متون توجه نمائیم که در این اثناء دریافتیم که چه بسا بسیاری از مطالب درصدد اشاعه فرهنگ غربی که بر محوریت ماده و مادیات می چرخد می باشند. لذا بر آن شدیم که به دفاع از قربانیان استعمار فرهنگی و انحراف دینی به مقابله با آموزه هایی که روح و حقیقت دین و دین مداری را به چالش می کشد برآئیم.

نکته قابل توجه و برجسته‌ای که وجود دارد این است که به نص شریف: كُلُّكُمْ‏ رَاعٍ‏ وَ كُلُّكُمْ مَسْئُولٌ عَنْ رَعِيَّتِه[2]‏؛ متصدیان امور تربیتی نمی‌توانند از این امر خطیر شانه خالی کرده و مسئولیت انحراف و إغوای کودکان و نوجوانان را از گردن خویش سلب نمایند.

چه اینکه به نص شریفه: ﴿قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْليكُمْ ناراً﴾[3] باید به بررسی و کنکاش آموزه های مختلفی که ساختار شخصیتی افراد را تشکیل می دهد پرداخته و صحیح و سقیم را پیدا نموده و ایشان را از موارد انحرافی اجتناب دهند. زیرا در فرهنگ دینی متصدیان امور تعلیم و تعلم به منزله پدران و مادران روحانی نوآموزان و دانش آموزان قلمداد شده و باید مشفقانه و دلسوزانه به اصلاح ایشان اقدام نمایند.

انحرافات در متون درسی، دسته اوّل:

تعظیم و بزرگ جلوه دادن سنن ملی و قومیتی در مقابل سنت های الهی و دینی:

الف) نوروز و سفره هفت سین و تأکید بر مذهبی بودن آن با قرار دادن قرآن در سفره هفت سین و تصاویر قرآن خواندن در لحظه تحویل سال.

ب) شاهنامه و تأکید بر آن. در دروس همه سال‌های تحصیلی لا اقل یک مرتبه از شاهنامه مثال آورده شده است، حتی در کتاب فارسی کلاس دوم پدر یک پرنده برای عبرت او شعری از شاهنامه می‌خواند. شمردن شاهنامه در زمره کتب مرجع.

ج) ملی گرائی و تعصب ملی: شعارهای ملی. اعتقاد به پرچم. وطن پرستی. تاریخ نگاری افتخارات ملی. سرود ملی. اداره حکومت خلفای بنی عباس توسط ایرانیان. زبان ملی فارسی است. ایران شناسی تاریخی. خدمات ایران برای اسلام. سبک زندگی ما اسلامی ـ ایرانی است. هویت ایرانی قبل و بعد از اسلام.

د) اهمال در باب غدیر خم: به حساب نیاوردن غدیر در ضمن درس روزهای مهم سال. به حساب نیاوردن غدیر در درس عید مسلمانان. عید غدیر یکی از عیدهای مسلمانان است. در روز غدیر به دیدن سادات می‌روند.بیان داستان غدیر بدون اشاره به لقب امیرالمؤمنین.

ه‍) تقویم شمسی و تأکید بر روزهای مهم سال: روز قدس، نوروز، 13 آبان، 22 بهمن و نادیده گرفتن تاریخ هجری قمری.

 

از آنجا که فرهنگ و سنن قومی و پرداختن به ترویج آن در قالب ناسیونالیسم، فرهنگ ناب و اصیل اسلامی را تحت الشعاع قرار می دهد و موجب نادیده گرفتن الگوها و شاخصه های معرفتی ما که مبیّن فرهنگ اصیل می باشند لذا پرداختن به نوروز و سفره هفت سین و تاکید بر مذهبی بودن آن و قرار دادن تصاویر قرآن خواندن بر سر سفرهفت سین[4] و پرداختن به داستان عمو نوروز که در واقع نمادی از بابا نوئل مسیحی‌ها می باشد[5] و طرح این مطلب که نوروز و نو شدن یکی از نشانه های قدرت الهی است.[6]

آنگاه تاکید بر شاهنامه و پرداختن به شخصیت های خیالی و وهمی آن[7] و در ادامه تصویر سازی از شخصیت های شجاع و بدون مایه های دینی و الهی که صرفا نگاهشان به کشور گشائی و ابراز و اظهار خویش در میان دیگران است،[8] چیزی جز ماتریالسم دینی را به دنبال نخواهد داشت.

آنجایی که نقد می‌نمودیم به شاه معدوم که به جای اینکه بگویی کوروش آسوده بیارام که ما ایستاده ایم باید می‌گفتی سلمان فارسی آسوده بیارام که ما از رهروان واقعی مسیری هستیم که تو پیمودی. حال چه شده است ما را که به مطرح کردن قومیت و ملیت و حس واهی و خیالی حمیت منهای دین می‌پردازیم.[9]

برای آشنائی با کیفیت مواجهه توحید قرآنی، شریعت نبوی و سیره علوی به مسئله قومیت گرائی و نژاد پرستی خوب است به برخی آیات الهی و روایات اهل بیت علیم السّلام نیز توجه نماییم.

اما آیات الهی:

الف) ﴿وَ كَذلِكَ ما أَرسَلنا مِن قَبلِكَ في‏ قَريَةٍ مِن نَذيرٍ إِلاَّ قالَ مُترَفوها إِنّا وَجَدنا آباءَنا عَلى‏ أُمَّةٍ وَ إِنّا عَلى‏ آثارِهِم مُقتَدون﴾ و به همين منوال هيچ رسولى قبل از تو به سوى اهل قريه‏اى گسيل نداشتيم، مگر آنكه عياشان آن قريه گفتند: «ما پدران و نياكان خود را بر اين راه و روش يافتيم و البتّه ما از آثار آنها تبعيّت خواهيم نمود.»[10]

ب) ﴿وَ قالوا رَبَّنا إِنّا أَطَعنا سادَتَنا وَ كُبَراءَنا فَأَضَلّونا السَّبيلاَ﴾ مى‏گويند: بار پروردگارا ما از بزرگان و رؤساى خود تبعيت نموديم و آنها راه را بر ما گم نمودند.[11]

ج) ﴿إذ جَعَلَ الَّذينَ كَفَروا في‏ قُلوبِهِمُ الحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الجاهِلِيَّةِ فَأَنزَلَ اللهُ سَكينَتَهُ عَلى‏ رَسولِهِ وَ عَلَى المُؤمِنينَ وَ أَلزَمَهُم كَلِمَةَ التَّقوى‏ وَ كانوا أَحَقَّ بِها وَ أَهلَها وَ كانَ اللهُ بِكُلِّ شَي‏ءٍ عَليماً﴾؛ در آن زمانى كه كفّار در دل خود عصبيّت جاهليّت را راه دادند و از آن حميه پيروى كردند، و خداوند آرامش و اطمينان خود را بر پیامبرش و بر مومنین فرستاد و ایشان را ملازم با کلمه تقوا نمود و ايشان سزاوارترين كس به آن بودند و اهليت آن را داشتند و خدا به هر چيزى دانا است‏.[12]

د) ﴿اعلَموا أَنَّما الحَياةُ الدُّنيا لَعِبٌ وَ لَهوٌ وَ زينَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَينَكُم وَ تَكاثُرٌ فی الأَموالِ وَ الأَولادِ﴾ اين زندگى دنيا مركّب است از لَعِب: بازى بدون خواهش نفسانى، و لَهْو: كارهائى كه انسان روى تمايلات نفسانى انجام مى‏دهد و غرض عقلائى صحيحى بر آن مترتّب نيست، و زينَة: روى باطل و اعتبارات را به لباس حقيقت پوشانيدن و امور فانيه را بصورت امور باقيه جلوه دادن، و خودپسندى نمودن و بر اساس تفاخر و مباهات امور زندگى خود را بنا نهادن، و پيوسته بدنبال زياد نمودن مقدار اموال و تعداد اولاد بر آمدن.[13]

ه‍) ﴿إِنَّ اللهَ لا يُحِبُّ كُلَّ مُختالٍ فَخورٍ﴾؛ خدا خودپسندان گردن فراز و فخرفروشان را دوست نمى‏دارد.[14]

و) ﴿قالوا وَجَدنا آباءَنا لَها عابِدينَ * قالَ لَقَد كُنتُم أَنتُم وَ آباؤُكُم في‏ ضَلالٍ مُبينٍ﴾؛ در پاسخ گفتند: پدران ما چنين مى‏كردند. ابراهيم گفت: هم شما و هم پدرانتان همگى در ضلالت و جهالت آشكارى بوده‏ايد.[15]

ز) ﴿وَ لا تَتَّبِعوا أَهواءَ قَومٍ قَد ضَلّوا مِن قَبلُ وَ أَضَلّوا كَثيراً وَ ضَلّوا عَن سَواءِ السَّبيلِ﴾؛ و پيروى مكنيد از آراء و اهواء گروهى كه قبلاً گمراه شده‏اند، و جماعتى بسيار را نيز گمراه كردند، و از طىّ راه مستقيم و صراط مستوى به دور و بر كنار افتاده و در راه كج و معوج طىّ طريق نمودند.[16]

اما روایات:

الف) امام باقر علیه السّلام فرمودند: إِنَّ ناساً أَتَوا رَسولَ الله صلی الله علیه و اله و سلم بَعدَ ما أَسلَموا فَقالوا يا رَسولَ الله أَ يُؤخَذُ الرَّجُلُ مِنّا بِما كانَ عَمِلَ فی الجاهِلِيَّةِ بَعدَ إِسلامِهِ فَقالَ لَهُم رَسولُ الله صلی الله علیه و اله و سلم مَن حَسُنَ إِسلامُهُ وَ صَحَّ يَقینُ إِيمانِهِ لَم يُؤاخِذهُ اللَّهُ تَبارَكَ وَ تَعالَى بِما عَمِلَ فی الجاهِلِيَّةِ وَ مَن سَخُفَ إِسلامُهُ وَ لَم يَصِحَّ يَقینُ إِيمانِهِ أَخَذَهُ اللهُ تَبارَكَ وَ تَعالَى بِالأَوَّلِ وَ الآخِرِ؛

از امام باقر علیه السّلام كه مردمى نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آمدند، پس از آنكه مسلمان شدند و گفتند: يا رسول الله! آيا كسى از ماها بدان چه در جاهليت خود كرده است پس از اينكه مسلمان شده مؤاخذه شود؟ رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم در پاسخ آنها فرمود: هر كه از دل، مسلمان شده و يقين ايمانش درست است، خدا تبارك و تعالى او را بدان چه در زمان جاهليت كرده است مؤاخذه نكند و هر كه از دل، مسلمان نشده و يقين ايمانش درست نيست، خدا تبارك و تعالى او را از اول تا آخر مؤاخذه نمايد.[17]

ب) امام صادق علیه السّلام فرمودند: مَن تَعَصَّبَ أَو تُعُصِّبَ لَهُ فَقَد خَلَعَ رِبقَةَ الإِيمانِ مِن عُنُقِهِ‏؛

هر كه تعصّب ورزد يا براى او تعصّب ورزیده شود، رشته ايمان را از گردن خود باز كرده است.[18]

ج) امام صادق علیه السّلام فرمودند: قالَ رَسولُ الله صلی الله علیه و اله و سلم مَن كانَ فی قَلبِهِ حَبَّةٌ مِن خَردَلٍ مِن عَصَبِيَّةٍ بَعَثَهُ اللَّهُ تَعالَى يَومَ القیامَةِ مَعَ أَعرابِ الجاهِلِيَّةِ؛

هر كه به اندازه يك دانه خردل تعصّب در دل دارد، خدا روز رستاخيز او را با عرب‌هاى زمانِ جاهليت مبعوث كشد.[19]

کلام بزرگان:

1ـ در کتاب شریف نور ملکوت قرآن، جلد 3، صفحه 163 این قومیت پرستی و ملیت گرایی را از دسیسه‌های انگلیس برای ایجاد تفرقه و تشتت در میان جامعه مسلمانان می‌دانند:

«به وضوح روشن است كه مقصد انگلستان، تفرّق و تشتّت مسلمين است كه به هر صورت و به هر شكل در هر زمان آن را عمل مي‌كند. و سيّد جمال الدّين اين واقعيّت را به خوبى ادراك نموده بود و براى گريز از آن، جز اتّحاد مسلمين و تشكيل جبهه‏هاى حرب ـ در صورت ضرورت ـ براى حفظ كيان اسلام و برگردانيدن عزّت آنها را به كانون اصلى و محور حقيقى خويش، چاره‏اى نمي‌ديد.

بنابراين، آنچه امروزه در ميان اقوام مختلف دائر است از رواج انديشه قوميّت‏پرستى و ملّيّت‏پرستى كه به آن ناسيوناليسم گويند، در شكل‌ها و قالب‏هاى پان ايرانيسم، پان عربيسم، پان تركيسم، و پان هندوئيسم و غيرها كه در كشورهاى اسلامى با وسوسه استعمار و تبليغ ايادى و بلندگوهاى آنان ترويج مي‌گردد، و همچنين تشديد و تقويت نزاع‌هاى مذهبى شيعه و سنّى، و ايضاً قطعه قطعه نمودن سرزمين اسلامى و كشور پهناور عثمانى به صورت كشورهاى كوچك و رقيب با يكديگر، همه براى مبارزه با آن انديشه و فكر ريشه كن كننده استعمار، يعنى اتّحاد اسلام و به روى كار آمدن قرآن است‏.»

 

2ـ همچنین در کتاب نور ملکوت قرآن جلد 3 صفحه 127 می‌فرمایند:

«سياست انگلستان در هر كشورى، دعوت به ملّيّت گرایى است‏:

پس از غلبه متّفقين بر متّحدين، دولت عثمانى را تجزيه، و بر نوزده كشور كوچك تقسيم كردند و سياست تفكيك در عقائد و اخلاق و رسوم، براى مقابله با وحدت اسلامى با شدّت هر چه بيشترى عملى شد. در هر يك از اين نقاط، مردم را به سُنن ملّى همان منطقه گرايش دادند، و به نام ملّيّت گرایى، مبارزه با اسلام نمودند.

در كشور تركيّه برنامه فرهنگى سياست، اين فكر را منتشر ساخت، و در كتاب‌هاى درسى تزريق مى‏نمودند كه: ملّت اصلى قديمى در آسيا قومى بودند به نام «حَتّ» كه همه از خود شجاعت‌ها به يادگار ملّت گذاردند. افراد كشور بايد آن اصالت نياكان خود را حفظ كنند، و تابع آن سنن و آداب باشند.»

ایشان در ادامه، در تعلیقه می فرمایند:

احمد امين مصرى در كتاب «يوم الإسلام» ص 150 و 151 گويد: مصطفى كمال در ملّت، روح جديدى دميد و ايشان را به جاى عزّت طلبى به دينشان، به عزّت طلبى به قوميّتشان دعوت كرد. و در ملّتش عزّت و افتخار را از آن دانست كه از اولاد تورانيان هستند، همچنان‌كه بعضى از داعيان در مصر، مردم را فرا مي‌خواندند كه به احفاد فراعنه بودنِ خود عزّت بجويند. مصطفى كمال اين فكر ضعيفى را كه اندكى از اروپایيان بدان معتقدند كه: لغت سومريّين كه منشأ تمدّن بابليان قديم است، در رشته خود به تركىّ متّصل است؛ تقويت و تأييد نمود. اين فكر قائل است به آنكه اكتشافات واقع شده در آناضول نشان مي‌دهد كه: ملّت‏هاى آسياى صغير (تركيّه) تمدّنشان از تمدّن حيثيّين كه آنها نيز از بابليّين گرفته‏اند مى‏باشد، و سپس ملّت‏هاى آسياى صغير كه داراى تمدّن بوده‏اند، جنس اروپایيان تمدّن خود را از آنان اخذ كرده‏اند. بنابراين، بر گمان آنها اصل تمدّن‌ها به تمدّن ترك بر مي‌گردد.

مصطفى كمال لغت تركى را از بسيارى از كلمات عربى و فارسى جدا كرد، و به جاى آنها كلمات تورانى قديم را نهاد. حتّى در اعلام تصرّف نموده، مصطفى كمال را به كلمات ديگر مانند آتاترك تغيير داد. او در سنه 1928 ميلادى يك هيئت مؤتلفه موسيقى براى تدريس در معهد موسيقى اسلامبول تشكيل داد، تا عنصر موسيقى اروپایى را در عنصر موسيقى وارد سازند.

سپس در ادامه مطلب چنین می فرمایند:

«در كشور سوريّه چنين ترويج نمودند كه: قوم اصلى شام و لبنان، آرامى و فينيقى بودند.

آراميان براى آداب زندگى خويش، خطّ و لغت آرامى را در اطراف آشور و جنوب لبنان پخش كردند. فينيقيان مردمانى جنگى در دريا پرورش مي‌دادند و در تكميل حروف هجاء سهمى خاصّ داشتند.

لشكر فينيقى در دريا با دولت رُم غربى جنگيد، سواحل تونس و شمال آفريقا را فتح نمود، و شهر و بنادر كارتاژ را تسخير كرد. و در فتوحات ساحلى پيشرفت كرد و سواحل اسپانيا و پرتغال را دور زد و حكمرانى را به خود اختصاص داد تا جایي‌كه به ساحل جنوبى جزيره بريتانيا رسيد و از آن قوم و ديار باج گرفت. و تمام اين افتخارات را به خود اختصاص داد كه همه متعلّق به ملّت لبنان است.

در كشور عراق مي‌گفتند: شما از همه اقوام برتر هستيد. قوم آشور در شجاعت، فتح و گسترش كشور چنان صحنه‏اى نشان داد تا آنجا كه بر ملّت آرامى و قسمتى از ايران بخش كردستان و لرستان حكومت مي‌نمود.

قوم آكاريان پيش از زمان آشورى بر مقاطعات وسط عراق ـ پيش از همه ـ اوّلين دولت را در عراق تأسيس نمود. سپس بُختُ نَصَّر نفوذ دولت را تا فلسطين پيش برد؛ شهر قدس را خراب كرد، مردان را كشت و زنان را به اسارت خود به بابل در عراق آورد. سپس قوم سومار بر دولت آكاد مستولى و تا منطقه خوزستان و بختيارى جلو رفت.

در كشور ايران با آنكه از قطعات قسمت شده عثمانى نبود، مجد و عظمت دوران جمشيد شهنشاه پارس را ياد آور مى‏شدند كه: شما از ديگران هنرمندتريد. فتوحات شما از فارس تا به بابل و سوريّه و شمال عراق، و تا غرب رود نيل تا حدود تونس رسيد. و در اين بلاد حكومت‌هایى تشكيل داده، از امراء محلّى رئيسى بر منطقه خود ايالت تعيين، دولتى تابع امپراطورى ايران برقرار كرده، قانون اوّلى حقوق بشر را ترويج، امر تجارت و زراعت را به مردم هر ايالت واگذار، و زير حكومت مركزى در شوش قديمى اداره مي‌نمودند.

همين‌طور به مردم حجاز و يمن و مصر با سلسله تاريخ‌هاى مفصّل، عظمت و برترى قوميّت آنها را بر تمام افراد و ملل دنيا نشان داده و چنين وانمود مي‌كردند كه بايد براى ترقّى و پيشرفت، از اين آداب و عادات پيروى كرد.[20] شرح و تفصيل آن بسيار به درازا مي‌كشد. اجمالاً براى درهم شكستن حكومت اسلام و پاره كردن مركزيّتِ واحد آن، چه از نقطه نظر مكان و چه از نقطه نظر أفهام و انديشه‏ها، چنان‌كه ديديم به حدّ اعلاى از جدّيّت و كوشش، مساعى خود را به خرج دادند.

آنگاه دول استعمارچى بر سر هر يك از اين كشورهاى قطعه قطعه شده كوچك، يكى از نوكرهاى خود را گذاردند. و براى اداره امور، خودشان به وسيله‏ مشاورين خارجى كه مي‌فرستادند، زير نظر اين نوكرها كشورها را نگه مى‏داشتند.»

 

3ـ در جلد 24 از مجموعه آثار شهید مرتضی مطهری صفحه 40 آمده است:

«رواج انديشه قوميّت‏پرستى و ملّيت‏پرستى و به اصطلاح «ناسيوناليسم» كه به صورت‌هاى پان‏عربيسم، پان‏ايرانيسم، پان‏تركيسم، پان‏هندوئيسم و غيره در كشورهاى اسلامى با وسوسه استعمار تبليغ شد، و همچنين سياست تشديد نزاع‌هاى‏ مذهبى شيعه و سنى، و همچنين قطعه‏قطعه كردن سرزمين اسلامى به صورت كشورهاى كوچك و قهراً رقيب، همه براى مبارزه با آن انديشه ريشه‏كن كننده استعمار يعنى «اتحاد اسلام» بوده و هست.»

در آخر نیز برای حسن ختام به اشعاری از جناب مولانا اشاره می کنیم:

چند بت بشکست احمد در جهان

 

تا که یا ربّ گوی گشتند مردمان

گر نبودی کوشش احمد تو هم

 

می‌پرستیدی چو اجدادت صنم

این سرت وارست از سجدۀ صنم

 

تا بدانی حق او را بر امم[21]


 

 

پاورقی‌ها



[1]. کنز الفوائد، ج 1، ص 319، به نقل از امیرالمؤمنین علیه السّلام.

[2]. مجموعه ورّام، ج 1، ص 6.

[3]. سوره تحریم (66) آیه 6.

[4]. فارسی بخوانیم اوّل دبستان، ص 23؛ فارسی بخوانیم دوّم دبستان، ص 92؛ مطالعات اجتماعی ششم، ص 102؛ مطالعات اجتماعی هفتم، ص 145؛ فارسی سوّم دبیرستان، ص 62 و موارد بسیار دیگر.

[5]. فارسی بخوانیم دوّم دبستان، ص 99.

[6]. مطالعات اجتماعی هفتم، ص 145.

[7]. فارسی بخوانیم اوّل، ص 75؛ فارسی بخوانیم دوّم، ص 72؛ فارسی خوانداری چهارم، ص 54؛ فارسی خوانداری پنجم، ص 14؛ رزم رستم و اشکبوش؛ رزم رستم و اسفندیار؛ رزم رستم و سهراب.

[8]. فارسی خوانداری پنجم، ص 130؛ داستان‌های کشور گشایی‌ها در درس‌های تاریخ.

[9]. فارسی بخوانیم اوّل، ص 111؛ فارسی بخوانیم دوّم، ص 86؛ فارسی بخوانیم سوم، ص 79. مطالعات اجتماعی چهارم، تاریخ نگاری و افتخارات ملّی؛ فارسی خوانداری ششم، ص 23؛ مطالعات اجتماعی ششم، ص 48؛ تفکر و سبک زندگی هفتم، ص 52؛ جامعه شناسی سوّم دبیرستان، ص 68.

[10]. سوره زخرف (43) آیه23.

[11]. سوره احزاب (33) آیه67.

[12]. سوره فتح (48) آیه 26.

[13]. سوره حدید (57) آیه 20.

[14]. سوره لقمان (31) آیه 18.

[15]. سوره انبیاء (21) آیات 53 و 54.

[16]. سوره مائده (5) آیه 77.

[17]. الکافی، ج 2، ص 461.

[18]. الکافی، ج 2، ص 307.

[19]. الکافی، ج 2، ص 307.

[20]. مدارك نامبرده عبارت است از: «الحربُ العامّة الأولى و الثانية»، «خاطرات مصطفى كمال»، «قيام عبد القادر بن عبد الكريم الجزائرى»، «سعد زغلول پاشا»، «مجلّة المختار»، «النّظرات» شيخ محمّد عبده، «العروة الوثقى» سيّد جمال الدّين اسدآبادى، «تاريخ الدّولة الصفويّة»، «قيام مصطفى آتاترك»، «تمدّن اسلام» گوستاولوبون، «كلّيّات تاريخ تمدّن جديد» عبّاس اقبال آشتيانى «تاريخ روابط سياسى انگليس و ايران در قرن نوزدهم» تأليف محمود محمود؛ و مشاهدات خود در قيام ملّت شريف ايران عهد نوين اسلامى مقدّس‏. [تعلیقه کتاب نور ملکوت قرآن]

[21]. مثنوی معنوی، دفتر دوّم.

                                             

چاپ ارسال به دوستان
 
نظرسنجی
نام:    
پست الکترونیک:    
تاریخ    
موضوع:    
متن:    

کد یا نوشته ای را که در این عکس می بینید دقیقا وارد کنید

اگر در دیدن این کد مشکل دارید با مدیر سایت تماس بگیرید 
نمایش کد جدید

 
 

کلیه حقوق در انحصار پرتال متقین میباشد. استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است

© 2008 All rights Reserved. www.Motaghin.com


Links | Login | SiteMap | ContactUs | Home
عربی فارسی انگلیسی