گالری تصاویر آرشیو بانک صوت کتابخانه ارتباط با ما صفحه اصلی
 
بانک صوت > جلسه پانصد و نود و نهم حكمت متعاليه (اسفار)
  تعداد نمایش در صفحه: ترتیب نمایش:


چکیده:
1 موضوع درس در رفع تناقض بين عدم اتصاف ماهيت به كليت و جزئيت و كثرت و وحدت و بين صدق ماهيت و شمولش بر مصاديق و كلي بودن آن كه از حيث اول كه ذات ماهيت باشد في حد ذاته نه كلي است نه جزئي نه واحد است نه كثير نه موجود است و نه عدم و اين صفات از ذات ماهيت انتزاع نمي‌شد. اما از حيث صدق بر مصاديق كثيره مفهومي مشترك و كلي است. 2 وحدت و كثرت از اوصاف مصاديق ماهيت مي‌باشد نه اوصاف ذات و نفس ماهيت. 3 انتزاع وحدت از تشخّص تعيّن وجود اشياء است كه يك انتزاع ذاتي است و اعتبار معتبر در آن تأثيري ندارد و لازمة ذات تعيّن اشياء است چه موجودات مجرده باشد يا مادي و يا مبدأ هستي و ذات متعال باشد. 4 وحدت منتزع از وجود بالصرافه كه وجودي بالصرافه و عاري از نظير و قرين است به معناي احديت است و وحدت منتزع از ممكنات كه آبي از نظير و مثل نيست به معناي واحديت است. 5 ارادة پروردگار مسبوق به علل معدّه و علت غائيه و غير آن نمي‌باشد به خلاف آنچه در اراده فعلي انسان و غير آن است. 6 تمام كثرات و عوالم ازلاً و ابداً و سرمداً به يك اراده و تجلي الهي متحقق شده است و اراده ثاني و ثالث و رابع ندارد گر چه از نقطه نظر كشف خارجي و ظاهري هر دوره متوقف بر گذشت دوره سابق است. 7 علم باري جلّ و علا به اشياء نفس تكوّن آن است. 8 تمام وقايع و حوادث آينده در ظرف خودش الان موجود است و اگر انسان بتواند خود را در آن موقعيت قرار دهد اطلاع بر تمام خصوصيات و جريانات مي‌يابد. 9 براي اولياء خدا ديگر زمان گذشته و حال و آينده و نيز ظاهر و نهان معنا ندارد و فرمايش حضرت علامه طهراني به فرزندشان كه اگر در آن طرف زمين باشي براي من مثل اين است كه پشت اين ميز نشسته باشي و انسان نبايد هر چيزي كه به ذهنش مي‌رسد انجام دهد. 10 آنچه در كتب عرفاء و فلاسفه مي‌باشد به اينكه مقام احديت تنزل ذات است از مقام هو هويت خلاف تحقيق است و خداوند از مقام ذات به مرحله احديت تنزل ننموده‌ است چرا که احديت امري است منتزع از نفس ذات و به اعتبار معتبِر نمي‌باشد به خلاف مقام واحديت كه مقام ظهور و بروز ذات و تنزل آن است. 11 بعضي از متفلسفين واجب را داراي تشكيك دانسته‌اند كه در حقيقت امر وجود با وجوب بر آنها مشتبه شده‌است كه وجود است كه داراي تشكيك است. 12 فرمايش حضرت علامه طباطبائي كه در توحيد علمي و عيني احديت را مادون ذات دانسته‌اند محل تأمل و ايراد است. 13 سلب چيزي در يك مرتبه اثبات مقابل آن را نمي‌كند بلكه اقتضاي نقيض آن شئ را دارد. بنابراين "الماهية ليست بجزئي" نه به معناي آنكه ماهيت كلي است كه مقابل جزئي است. 14 اشكال به منطقيون جديد كه قاعده امتناع و اجتماع نقيضين را به استهزاء گرفته‌ و به بيراهه رفته‌اند و مثال آنها كه دوشنبه آبي نيست براي ارتفاع نقيضين به اينكه سلب صفتي از شیء در يك مرتبه اثبات نقيض آن را مي‌كند نه به معناي اثبات مقابل پس سفيد است بلكه به معناي لاآبي است كه در حقيقت شامل همة اشياء مي‌شود و قضيه در صدد اثبات مصاديق آن نيست. 15 فلسفة غرب در مسائل تحليلي بسيار ضعيف است مثلاً آنها وجود را جنس گرفته‌اند براي اشياء لذا آنها وجود و ماهيت را نفهميده‌اند. 16 محاليت اجتماع نقيضين در واقع و مرتبه خارج مي‌باشد نه در مرحله و مرتبه مقام ذوات اشياء و ماهيات آنها كه اقتضاي وجود و عدم را ندارند. 17 گرفتاري بشر به توهمات و خيالات خود و عناوين چشم پركن مثل قضيه جنگ جمل كه به عنوان عايشه ام‌المؤمنين زوجه رسول الله صل الله عليه و آله و سلم كه مردم خود را فدا مي‌كردند و هنگامي كه به سبب پي شدن شتر عايشه به دستور حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام تمام توهمات از بين رفت و مردم از اطراف او پراكنده شدند و دست از جنگ برداشتند. 18 صرف اتصاف ذات شيء به صفتي موجب تنزل ذات از مرتبه خود نمي‌شود. 19 وجود بر دو قسم است: وجود اطلاقي و غير اطلاقي، اولي را به خداوند نسبت داده‌اند و دومي را به ممكنات. 20 تنزل يك شئ به معناي تغيير و تصرف شئ در ذات خود و به مرتبه مادون از هويت خود ظهور نمودن مي‌باشد مثل تكلم، ماشي بودن، آكل بودن، كه فعل انسان است نه ذات او

جلسه پانصد و نود و نهم حكمت متعاليه (اسفار)
1429 هجري قمري

   

کلیه حقوق در انحصارپرتال متقین میباشد. استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است

© 2008 All rights Reserved. www.Motaghin.com


Links | Login | SiteMap | ContactUs | Home
عربی فارسی انگلیسی