گالری تصاویر آرشیو بانک صوت کتابخانه ارتباط با ما صفحه اصلی
 
بانک صوت > جلسه ششصد و يكم حكمت متعاليه (اسفار)
  تعداد نمایش در صفحه: ترتیب نمایش:


چکیده:
1 بيان خلاصه مطالب درس گذشته كه ماهيت من حيث هو هو بدون لحاظ وجود و يا مشروط به وجود و يا مقارن وجود نسبت به سلب و ايجاب اوصاف عارضه غير ذاتيات ماهيت لااقتضاء است. مثلاً ماهيت انسان نسبت به تعجب و عدم آن لااقتضاء است و مسئله امتناع نقيضين مربوط به اوصاف وجوديه مي‌باشد نه اتصاف ماهيت بدان در حدّ ذاتيات خود. كما اينكه اشياء موجوده خارجيه هر كدام در وجود خود نسبت به وجود ديگر اشياء و عدم آن لااقتضاء است مگر در مورد علت و معلول بواسطه علاقه سببيت و عليت که وجود يكي اقتضاء وجود ديگري و عدم یکی اقتضاء عدم ديگر را مي‌كند كه در اين مرحله قاعده امتناع نقيضين مي‌آيد. 2 در قضيه سلب الوصف عن الماهيه و سلب السلب در باب امتناع نقيضين در حقيقت سلب به مقيد كه موضوع مقيد به حيثيت است تعلق گرفته‌است. مثلاً الانسان مقيد من حيث هو هو و في حد ذاته ليس بمتعجب و ليس بضاحك كه سلب به انسان در مرتبه كه قيد است تعلق گرفته‌است نه انسان از حيثيت اقتران به وجود يا مشروط به وجود و يا مقرون بدان. 3 شرحي در بيان سرّ نام‌گذاري كتاب احوالات حضرت حاج سيد هاشم حدّاد رضوان الله تعالي عليه به «روح مجرد» و اتصاف كلمه (روح) كه مؤنث مجازي است به صفت مذكر به لحاظ تعلق آن به ذات باري كه در آن مقام تذكير و تأنيث منتفي است. 4 روح به لحاظ تدبير بدن نفس ناميده مي‌شود و اين كلمه در قرآن به اوصاف مؤنث متصف شده‌است. 5 غالباً اسامي اعضاء بدن كه زوج هستند متصف به تأنيث مي‌شوند و نفس كه در بدو خلقت زوج مي‌باشند كه جنبه تدبير بدن است و به صورت مرد و زن درمي‌آيند صفت تأنيث گرفته‌است. 6 سرّ اتصاف «روح» به صفت «مجرد» كه مذكر است به جهت بيان و شرح شخصيت مثالي و مادي حضرت آقاي حدّاد نبوده‌است و الاّ بايد متصف به تأنيث شود بلكه بيان اعلائيت و فوقيت مرتبه روح حضرت ايشان بوده كه حيثيت ربطيه او با حضرت حق است كه از تذكير و تأنيث گذشته‌است. 7 فرشتگان الهي جنبة تذكير و تأنيث را ندارند و بدان صورت متحقق نمي‌شوند. 8 در ذات باري تذكير و تأنيث نيست و استفادة ضمير مذكر به جهت اشاره به ذات حضرت حق است و انتخاب ضمير مذكر بدون مؤنث به جهت اشرفيت و اعلائيت نفس مذكر به مؤنث است. 9 ردّ نظرية كساني كه زن را اشرف و برتر از مردان دانسته‌اند و توجه به اینکه توجيه آنان خلاف ضرورت آيات قرآن و روايات است. 10 دو صفت مذكر و مؤنث به جنبه مثالي و مادي روح تعلق مي‌گيرد و الاّ روح از ماده و مثال بالاتر رفته و جنبه تأنيث و تذكير از او منتفي است. 11 اگر كتابي در بيان احوال يك زن عارفه نگارش شود بايد آن را الروح المجرد ناميد نه الروح المجرده. 12 جبرئيل كه از عالم معني است و جنبه مردانگي و زنانگي از آن مقام منتفي است هنگام نزول بر پيامبر به صورت و شكل دحيه كلبي كه مرد است ظاهر مي‌شود نه به صورت يك زن. 13 شهادت دو زن به جاي يك مرد بواسطه نسيان زن نمي‌باشد بلكه بواسطه گمراه شدن است و «تضل» به معناي «تنسي» نمي‌باشد و الاّ تأويل بر خلاف ظاهر است بدون دليل و قرينه. 14 در عالم قيامت چون اعلاي از تذكير و تأنيث است دو حيثيت ظهور و بروز دارد: الف حيثيت صورت نفس كه يا به شكل مرد يا زن در دنيا بوده و اين صورت محفوظ است. ب حيثيت دوم رفع نفسانيت و آثار و لوازم آن مثل شهوات، توالد و تناسل، حقد و حسد و كينه، لذا زنان و مردان با حجاب محشور نمي‌شوند. 15 معنا و مفهوم روايتي كه در شأن حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها آمده است كه در قيامت هنگام عبور آن حضرت مي‌گويند: "سرها را به زير بیاندازید" به جهت ظهور مقام جلال و عظمت حضرتش مي‌باشد نه به جهت زن بودن و جنابش هنگام احتضار چه مؤمن چه كافر حضور مي‌يابند. 16 در هنگام حضور در مشاهد مشرفه حضرت پيامبر اكرم و ائمه اطهار آنچه بايد زائر بدان توجه كند، حقيقت ولايت كليه الهيه است كه ظهور و بروز در حضرت حجة‌ بن‌ الحسن العسكري دارد كه بواسطه ايشان و تدبير حضرتش امور منسجم و دعاها مستجاب مي‌شود. 17 نقد و تزييف كلام يكي از مراجع كه توصيه مي‌كرد هنگام تشرف به زيارت بارگاه امام رضا عليه‌السلام از حضرت بخواهيد تا به كمك خواهر خود كه در قم مدفون هستند بیايد و او را در استجابت دعا مساعدت كند. 18 همه عالم ظهور ولايت امام رضا عليه‌السلام است و مشرف شدن اولياء به زيارت قبور ائمه اولاً به خاطر حفظ ادب مي‌باشد و ثانياً به جهت مقدس بودن بدن اولياء و آنکه ظهور و بروز جلوات الهيه و تجليات ربانيه در آن مكان بيشتر است حتي در ضريح مقدس بيشتر از رواقها است. 19 نشستن كنار اولياء با دور بودن از آنان تفاوت دارد از حيث جلوات 20 اولياء الهي هنگام زيارت مشاهد مشرفه ائمه عليهم‌السلام به زيارت ضريح و قبر آنان نمي‌روند بلكه به زيارت امام زمان مشرف مي‌شوند و نه صورت حضرت بلكه حقيقت حضرت را زيارت مي‌كنند. 21 يكي از ظلمهائي كه به حضرت امام زمان عليه‌السلام شده‌است تمام ناگواريها و پيشامدهاي نامطلوب را به ايشان نسبت مي‌دهيم در حاليكه امام زمان براي كل عالم امام زمان است و بايد تمام جريانات را به او منتسب نمود در تمام عالم. 22 گاهي خواندن حمد شفا اولياء الهي براي يك طرفه كردن قضيه شخص مريض است تا آمادگي براي ورود به عالم ديگر را پيدا كند

جلسه ششصد و يكم حكمت متعاليه (اسفار)
1429 هجري قمري

   

کلیه حقوق در انحصارپرتال متقین میباشد. استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است

© 2008 All rights Reserved. www.Motaghin.com


Links | Login | SiteMap | ContactUs | Home
عربی فارسی انگلیسی