گالری تصاویر آرشیو بانک صوت کتابخانه ارتباط با ما صفحه اصلی
 
بانک صوت > جلسه ششصد و چهارم حكمت متعاليه (اسفار)
  تعداد نمایش در صفحه: ترتیب نمایش:


چکیده:
المجلد الثانی،المرحله الرابعه،الفصل الاول،فی الماهیه ***1) خلاصه ای از کلام مرحوم آخوند در تقدیم سلب بر حیثیت: تقدیم سلب بر حیثیت به ارتفاع الموضوع عن طرفی النقیضین و اثبات موضوع به نحو مرتبه می باشد، یعنی گاهی موضوع به شرط وجود لحاظ می شود (اوصافی که برای ماهیت آورده می شود) مانند: الانسان متأیّن، الانسان متکیّف؛ این عوارض به شرط لحاظِ وجودِ موضوع می باشد. و گاهی اوصاف عارض بر موضوع با اقتران و ملاحظه با وجود می باشد مانند: الانسان ممکن الوجود، شریک الباری ممتنع الوجود. اما گاهی موضوع من حیث هی هی (ذات موضوع) لحاظ می شود که نه امکان و نه امتناع و نه وجوب و نه غیر آن در آن ملاحظه نمی شود. مانند زوجیت که در اربعه منطوی نیست بلکه از آن انتزاع می شود. البته این انتزاع به اعتبار متکلم است و این اعتبار حقیقی است. 2) در فلسفه و عرفان، اعتباریات تخیلی و نسبی نیستند بلکه اعتباریات منشأ حقیقی دارند؛ به بیان دیگر در مسأله اعتبار تا یک ریشه حقیقی نباشد معتبِر نمی تواند هر صفت و عارضی را بر موضوع حمل کند. 3) مقام احدیت و واحدیت و سایر صفات به لحاظ تکوّن یک عینیت خارجی است که تا آن عینیت نباشد امکان ندارد احدیت و واحدیت و یا سایر صفات را بر ذات باری حمل کرد. به عنوان مثال اگر ذات باری واجب نباشد نمی توان واجب را از ذات باری انتزاع کرد. (چون وجود باری صمد، اطلاقی، بالصرافه و لا حدّ است پس جنس و فصل ندارد، پس علت ندارد، پس ممکن نیست پس واجب است) 4) تعیّن اختصاص به ممکنات و مبدعات خارجیّه مجرّده ندارد، بلکه وجود باری هم متعیّن و متشخّص است، (منتهی تشخّص او تشخّصِ اطلاقی و وحدانی است، نه تشخّصِ مانع از غیر و متمایز به حدود و ثغور) زیرا چیزی که تشخّص ندارد وجود ندارد. به همین جهت گفته شد که در انتزاع باید یک حقیقت خارجی وجود داشته باشد. 5) النظر الی الکعبه عباده، نگاه به کعبه به جهت کیفیت ربط بین ظاهر و باطن باعث استجلاب باطن کعبه می شود. نگاه به کعبه یعنی اتصال ملکوت انسان در ملکوت کعبه؛ زیرا توجه و نظر کردن موجب ارتباط نفس به باطن است. به همین جهت امام زمان علیه السلام هم در هر سال تشرفشان به حج، نظر به کعبه می کنند، با اینکه تمام ارزش کعبه بوجود امام است و امام است که به کعبه ارزش می دهد و بدون امام کعبه کلوخی بیش نیست. با این بیان علت حرمت نظر به نامحرم نیز روشن می شود، زیرا با نظره دوم نفس انسان متوجه شخص نامحرم می شود و خیال، ذهن، و نفس او متمرکز در آن شخص می گردد. 6) مرحوم حداد رضوان الله تعالی علیه در پاسخ شخصی که می گوید: افرادی هستند که زیر پای رفقای شما را خالی می کنند و آنها را از دور و بر شما پراکنده می کنند و حتی با آقا سید محمد حسین هم صحبت کرده اند می فرمایند: اوّلا او مانند کوه است وانگهی وقتی ما خدا داریم او هم برود! آقا سید محمد حسین هم برود! نکته در این است که گر چه عزیزترین افراد به ایشان مرحوم علامه رحمة الله علیهما بودند ولی می فرمایند: آقا سید محمد حسین هم برود! یعنی در وجود ایشان فقط خدا حاکم است و بس! برای این کلام نمی توان نظیری در دنیا فرض کرد، و تعبیر نظیر هم اهانت به آنهاست! و امثال این جملات باید موجب استقامت و قوی شدن اعتقادات انسان شود. البته در مقابل این مکتب، سلوک باسکولی است که در اینگونه موارد (یعنی در مسائل اعتقادی و کلّی، نه مسائل شخصی) بلافاصله بدنبال جمع کردن و توجیه افراد هستند. 8) منشأ انتزاع گاهی خارجی است (یعنی در خارج چیزی وجود دارد) و گاهی نفسی است (یعنی انسان یک خارجی برایش درست می کند) بنابراین در مواردی که حکمی بر فردی بار می شود در صورتی که واقعیتی نداشته باشد باید شخص منتزعات نفسی خود را اصلاح کند. 9) فلسفه تحولات عجیبی در ذهنیات انسان بوجود می آورد و همه افکار انسان را در چهار چوب و نظام در می آورد، لذا در اداره و تدبیر امور، کیفیت نظرات فقهی اصولی و... تأثیر عمده می گذارد. 10) گرچه امام معصوم در همه جا حضور دارد و قرب و بعد برای او معنا ندارد، اما حضور در محل دفن امام علیه السلام به جهت تعلّق نفس آن امام به بدن ظاهری موجب انقلاب و تحول انسان در آن مکان خاص می شود. به همین دلیل حضرت سید الشهداء علیه السلام در شهادت حضرت علی اکبر با آنکه می داند او به مقام شهادت می رسد و چند ساعتی دیگر خود حضرت هم ملحق خواهد شد، می فرماید: و علی الدنیا بعدک العفا! 11) با شنیدن خبر فتوای بعضی علمای قوه قضائیه بر جواز سقط جنین، مرحوم علامه طهرانی رضوان الله تعالی علیه با کسالت شدید در بیمارستان یکمرتبه رگهای گردنشان متورم و صورت مبارکشان قرمز شده و می فرمایند: روز قیامت با دست خودم این مرد را در قعر جهنم خواهم انداخت! علت این برخورد شدید صرفا به جهت فتوای خلاف شرع نبود، بلکه ایشان در حالی بودند که تمام جنین های محکوم به سقط را با خودشان مرتبط می دیدند. 12) علت غبطه خوردن شیطان بر حال ساجد ( اینکه می گوید خوشا به حال تو که سجده میکنی اما من عصیان کردم) آنستکه در شیطان دو حیثیت مخالف وجود دارد: الف: حیثیت ذاتی، که ذاتش خراب و فاسد است ب: حیثیت ادراک مراتب و درجات 13) خدا به شیطان قدرتی داده که در برزخ و ملکوت انسان نفوذ می کند. یعنی تا قبل از مقام مخلصین که حجابهای ظلمانی از بین رفته اند ولی حجابهای نورانی باقی است، راه دارد

جلسه ششصد و چهارم حكمت متعاليه (اسفار)
1429 هجري قمري

   

کلیه حقوق در انحصارپرتال متقین میباشد. استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است

© 2008 All rights Reserved. www.Motaghin.com


Links | Login | SiteMap | ContactUs | Home
عربی فارسی انگلیسی