گالری تصاویر آرشیو بانک صوت کتابخانه ارتباط با ما صفحه اصلی
 
بانک صوت > جلسه ششصد و هجدهم حكمت متعاليه (اسفار)
  تعداد نمایش در صفحه: ترتیب نمایش:


چکیده:
المجلد الثانی،المرحله الرابعه،الفصل الثالث فی أنحاء التعیّن ***1 امتياز يا به نفس خود ذات و وجود است و يا به امر زاید که اضافه مي‌شود بواسطۀ صفت، اول مانند ذات باري تعالي از ساير موجودات كه او لاحدّ و لاقيد است و شكل و ماده ندارد و در تجرّد محوضت دارد و همين خصوصيت او را از ساير مظاهر متمايز كرده و دوم مانند صفت علم كه باعث امتياز از ديگري مي‌شود. 2 تمام موجودات داراي حد مي‌باشند حتي اگر حد آنها وجودي باشد و حد ماهوي يعني جنس و فصل هم نداشته باشند يعني همان مرتبۀ وجودي علت امتياز از ذات حق است. 3 وجود حضرت حق وجود اطلاقيست و ماسوي الله داراي حد مي‌باشند، لذا عالم ارواح و ملائكه و مجردات حد ماهوي آنها حد وجودي آنهاست و داراي جنس و فصل نيستند و همين وجه امتياز است. 4 و از اين مطلب معلوم مي‌شود كه ارتباط نفس انسان با عوالم مجرده عبارت است از حضور اين نفوس مجرده در ظرفي كه نفس در آن ظرف استقرار دارد، مثلا مصلّي در حال صلوة به شرط حضور قلب احساسي دارد كه قبل از اقامه صلوة نداشته و اين ادراك همراه با علم حضوري انسان نسبت به حضور ملائكه است و بالعكس علم حضوري ملائكه نسبت به وجود و حقيقت ملكوتي انسان و در صورتي كه اين حضور نباشد حال مصلّي نسبت به قبل و بعد نماز فرق نمي‌كند. 5 همانطور که ملائكه در نماز مؤمن حضور دارند، شياطين هم در نماز افراد معاند و مخالف حضور عيني دارند. زيرا همانطور که نفوس ملائكه مجردند، نفوس شياطين هم يك نحوه تجرد دارند، البته نه مانند ملائكه اما از جهت احاطه بر صور مثالي انسان، اين قدرت را دارند كه حضور پيدا كنند. مثلا نماز عمر نه تنها او را به خدا نزديك نمي‌كند بلكه باعث بُعد او از مبدأ مي‌شود ولا يزيد الظالمين الاّ خساراً. 6 حضور شياطين يعني آن كدورتي كه انسان در موقع گناه احساس مي‌كند، در فضائي كه معصيت است وقتي انسان وارد مي‌شود قلبش مي‌گيرد و حالت قبض پيدا مي‌كند. 7 مجلسي كه براي شعار و انانيت و رياء و سمعه باشد شيطان حضور دارد نه امام حسين عليه‌السّلام، گرچه آن مجلس با نام و ذكر اباعبدالله‌الحسين باشد لذا ايجاد كدورت و قبض مي‌كند. 8 آن واعظي كه اخلاص ندارد و به فكر عظمت بخشيدن به اين و آن است، شيطان قرين اوست و به او مطالب را القاء مي‌كند نه جبرائيل و ملائكه، زيرا اينها كار شياطين بوده و در واقع هدف نفس است، اما در قالب روضه و منبر و ذكر و ياد اولياء دين. 9 آن حالي كه انسان در موقع تشكيل مجلس روضه در خود احساس مي‌كند (در صورت اخلاص) يك حالت وحدت عيني بوده كه مِيزي وجود ندارد، يعني اتحاد عيني نفس انسان با نفوس ملائكه. 10 وقتي اتحاد عيني بين انسان و ملائكه يا شياطين پيدا شد دوئيّت برداشته و وحدت حاصل مي‌شود و همين اتحاد وجودي است كه صورت برزخي شخص را تغيير مي‌دهد به صورت بهائم يا صورت ملائكه، يعني به خاطر رفع مِيّز است. لذا در ميّز دوئيّت وجود دارد كه لازمۀ آن استقلال است وقتي ميّز رفت استقلالي باقي نمي‌ماند و علم هم حضوري و عيني مي‌شود نه حصولي. لذا تدريجاً معاني و حقايق به قلب افاضه مي‌شود. 11 وحي تشريعي منقطع شده است حتي نسبت به امام معصوم، گرچه ممكن است حلالي از ديدگاه ما بواسطۀ اخفاء يا ظلم ظالمين مخفي مانده و امام از آن پرده بر‌دارد. 12 وحي در باب افاضه معاني و علوم و سير در اسماء و صفات كلي الهي منقطع نخواهد شد. 13 تلقي مردم از وحي بسيار بسيط و سطحي بوده و با معارف دين سازگار نيست. 14 وحي يعني اتحاد وجودي كه نفس نبي با عالم بالا پيدا مي‌كند و حقايق را در وجود خود احساس مي‌كند. 15 نفس امام عليه‌السلام نيازي به اخلاص ندارد، او در مقام خلوص بوده نه در مقام اخلاص و مراقبه. 16 يك سر سوزني توجه به غير خدا به نحو سلب سببيّت و تأثير، در مقام امامت متصوّر نيست. 17 امام از مقام مراقبه گذشته، يعني مراقبه كرده و عبور نموده، لذا اين اتحاد با نفوس ملائكه مقرب براي او همواره باقيست. زيرا او دائماً در مقام وصل و وحدت است. 18 ملائكه بدون اذن پيامبر و ائمه عليهم‌السّلام نازل نخواهند شد. چنانچه عزرائيل اذن خواست، البته اين اذن اختصاص به آن حضرات ندارد. براي اولياء الهي كه به مقام بقاء رسيده‌اند نيز اين اذن و اجازه حتمي بوده و فقط در مورد رسول خدا صلّي الله عليه و آله، خدا به مقام اظهار رسانيده و اعلان نموده‌است. 19 امتياز با تشخّص متفاوت است

جلسه ششصد و هجدهم حكمت متعاليه (اسفار)
1429 هجري قمري

   

کلیه حقوق در انحصارپرتال متقین میباشد. استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است

© 2008 All rights Reserved. www.Motaghin.com


Links | Login | SiteMap | ContactUs | Home
عربی فارسی انگلیسی